دوره 14، شماره 3 - ( پژوهش های سیاسی جهان اسلام شماره پاییز 1403 )                   جلد 14 شماره 3 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دکتری اندیشه سیاسی دانشگاه شیراز،ایران
2- دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز(نویسنده مسئول) ، tavana.mohammad@yahoo.com
چکیده:   (292 مشاهده)
کارگران در پیروزی انقلاب 57 ایران، نقش مؤثری داشتند اما پس از انقلاب در حاشیه سیاست‌ورزی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتند. مقاله حاضر در پاسخ به سوال فرایند سیاست‌زدایی از  کارگران در ایران بعد از انقلاب چگونه رخ داد و نقش فضای ایدئولوژیک و به ویژه تفسیر اسلام سیاسی از کار و کارگر چه نقشی در فرآیند پرولتاریازدایی از کار و کارگر داشته است؟ این فرضیه را طرح می‌نماید که تفسیر کل‌گرایانه گفتمان اسلام سیاسی از امت از یکسو و مقابله با ایدئولوژی مارکسیسم از سوی دیگر در فرایند پرولتاریازدایی از کار و کارگر نقش اساسی داشته است.تفسیر امت‌محور، جایگاهی برای متمایزسازی و کنش‌ورزی مستقلانه برای کارگران در قالب جنبش و اتحادیه‌های کارگری قائل نبود. همچنین قدرت‌یابی کارگران در قالب ایدئولوژی مارکسیستی برای شکل‌گیری جامعه اسلامی خطرناک تشخیص داده شد، بنابراین تلاش شد از سازماندهی کارگران در قالب طبقه‌ای برای خود جلوگیری شود. همچنین در سطح فکری نیز گفتمان اسلام سیاسی مفهوم «کار» را نه به مثابه کنش عرفی برای امرار معیشت بلکه به مثابه کنش الهی استعلاگر روح و در خدمت جامعه اسلامی تفسیر می‌کند. لذا بنا به یافته‌های پژوهش این نتیجه قابل حصول است که گفتمان اسلام سیاسی از دو طریق فرایند پرولتاریازدایی کار و کارگر را به پیش‌برده است؛ یکی تغییر تقابل‌های دوگانه؛ برای مثال تغییر سرمایه‌دار-کارگر به مستکبر-مستضعف؛ و دیگری از طریق هویت‌دهی اسلامی  به کنش کارگران در قالب شعارهایی همچون کار عبادت الهی است. چنین فرایندی تقریباً در تمامی دولت‌های پس از جمهوری اسلامی ایران تدوام یافته است.
 
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1402/12/14 | پذیرش: 1403/6/11 | انتشار: 1403/7/1

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.