دوره 9، شماره 3 - ( پژوهش های سیاسی جهان اسلام شماره پاییز 1398 )                   جلد 9 شماره 3 صفحات 59-35 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید باهنر کرمان ، maphdir@gmail.com
2- کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
چکیده:   (5278 مشاهده)
داعش به عنوان مظهر تروریسم پسامدرن در عصر جهانی شدن در تلاش برای هویت­یابی خاص خود در قالب بنیادگرایی اسلامی است. تبیین داعش از منظر نظریه­های روابط بین­الملل کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، بررسی داعش براساس رهیافت نظری نظریه پسابین­الملل فرگوسن و منزباخ است. مقاله حاضر سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که داعش به عنوان یک کنشگر فراملی، چگونه از منظر نظریه پسابین­الملل فرگوسن و منزباخ قابل تبیین است؟ یافته­های این مقاله نشان می­دهد که عوامل هویتی و ضدناسیونالستی به عنوان عناصر مهم مورد تأکید نظریه پسابین­الملل در شکل­گیری داعش نقش تعیین­کننده­ای داشته­اند. در واقع، عناصر این گروه توانسته­اند از خود تعریف هویتی جدیدی را ارائه و براساس همین تعریف جدید، «خود» و «دیگری»، «دوست» و «دشمن» را باز تعریف کنند. هویت گروه مذکور براساس ضدیت با مؤلفه­های مدرنیته (از جمله سکولاریسم، دموکراسی و لیبرالیسم و علم­گرایی) و فرهنگ غالب غربی بازتعریف می­شود. از طرف دیگر، گروه داعش یک گروه ضدناسیونالیستی است که نظم وستفالیایی دولت محور را به چالش می­کشد. به طوری که از نظر رهبران این گروه ملی­گرایی در تقابل آشکار با امت اسلامی قلمداد می­شود. به همین دلیل، این گروه توانسته از ملیت­های مختلف و از بیشتر کشورهای جهان اقدام به جذب نیرو کند. این عوامل باعث تبدیل گروه داعش در عرصۀ جهانی به یک کنشگر فراملی­گرا شده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه­ای است. در ضمن در این پژوهش، از آثار دست اول از جمله نوشته­های متعلق به گروه داعش از جمله نشریه دابق استفاده می­شود.
 
متن کامل [PDF 293 kb]   (6706 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1398/3/13 | پذیرش: 1398/6/15 | انتشار: 1398/9/9

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.