۸ نتیجه برای درخشه
جلال درخشه، علی کمالی،
دوره ۶، شماره ۱ - ( پژوهش های سیاسی جهان اسلام ۱۳۹۵ )
چکیده
یکی از هنجارهایی که نمود بارزی در رهیافتهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دارد، هنجار «عدالتگستری» و در راستای آن «حمایتگری» از اقشار مظلوم و مستضعف جوامع مختلف و محرومیتزدایی از آنان میباشد؛ اصلی که امام خمینی (ره) آن را عقیده و مسلک خود معرفی مینمود. این هنجار هویت جمهوری اسلامی را بهعنوان یک کنشگر و واحد سیاسی حمایتگرا و عدالتگستر شکل داده است و میتواند بستر مناسبی برای تألیف قلوب نسبت به جمهوری اسلامی ایران، گسترش عمق راهبردی و افزایش حوزه نفوذ اجتماعی و به تبع آن سیاسی ایران شود؛ به ویژه آنکه کمک به همنوع به عنوان یک فضیلت انسانی مشترک در گوهر و سرشت عموم بشر قرار دارد. این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخگویی به پرسشهای ذیل میباشد: «حمایتگری» و «رفتار حمایتگرانه» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چه جایگاهی دارد؟ و تأثیر این رفتارها بر پیشبرد اهداف سیاست خارجی ایران اسلامی چیست؟
نتایج بدست آمده از پژوهش نشان میدهد که رفتار حمایتگرانه در اسناد بالادستی نظیر قانون اساسی از جایگاه مهمی برخوردار است و در افزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، گسترش عمق استراتژیک، تقویت دیپلماسی عمومی، مقابله با تروریسم و دیگر موارد تأثیرگذار است.
جلال درخشه، علیرضا بیگی،
دوره ۶، شماره ۴ - ( پژوهش های سیاسی جهان اسلام ۱۳۹۵ )
چکیده
شرایط پیچیده جامعه لبنان و موضعگیری سیاستمداران این کشور در قبال حزبالله لبنان باعث گردیده تا این سوال در ذهنها به وجود آید که با وجود چنین شرایط سختی در جامعه لبنان و سختیهای موجود در مسیر این جنبش، حزبالله لبنان چگونه توانسته است تا به این موقعیت سیاسی و اجتماعی دست یابد. حزبالله لبنان در ابتدا با محدودیتهای سیاسی و اجتماعی گستردهای در داخل و خارج از مرزهای این کشور مواجه بود، بهگونهای که حتی دیگر احزاب و دولت آن را به رسمیت نمیشناختند اما این جنبش توانست با بهرهبرداری مناسب از کمترین امکانات موجود و کاربست مناسب تاکتیکهای سیاسی و اجتماعی به یک جنبش بسیار تأثیرگذار و مؤثر در داخل و خارج از لبنان تبدیل شود. حزبالله لبنان در اقدامات خود در عرصه نظامی و اجتماعی کارآمد بوده و توانسته است تا از طریق رسیدن به مقبولیت اجتماعی به مشروعیت سیاسی نیز دست یابد. مهمترین دغدغه پژوهش حاضر این است که بتواند با بهرهگیری از روش توصیفی – تحلیلی به کالبدشکافی واژه «مشروعیت» پرداخته و پس از بیان حوزههای عمل این مفهوم، نشان دهد که حزبالله لبنان چگونه توانست با امکانات محدودی که در اختیار داشت به مقبولیت اجتماعی و پس از آن به مشروعیت سیاسی دست باید.
جلال درخشه، علیرضا اسماعیلی کلیشمی،
دوره ۷، شماره ۲ - ( پژوهش های سیاسی جهان اسلام ۱۳۹۶ )
چکیده
از مهمترین سازوکارها و ابزار تأمین اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تدوین، تنظیم و اعمال دیپلماسی فرهنگی کارامد و روزآمد به عنوان نمونه بارز و اعلای قدرت نرم آن است. هدف این مقاله بررسی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشور ایتالیاست که با استفاده از روش مطالعه کتابخانهای اسنادی، مدارک علمی و گزارشات مربوطه تلاش میکند تا ضمن ارائۀ توضیحاتی از تطور مفهوم دیپلماسی و تبیین فرصتها و تهدیدهای فعالیتهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا، راهبردهای فعالیتهای فرهنگی در این کشور را واکاوی نماید. مقاله با طرح این سؤال که مناسبترین راهبردها برای فعالیتهای فرهنگی و هنری جمهوری اسلامی ایران و اقدامات مربوط به دیپلماسی فرهنگی و بهرهمندی از مؤلفههای قدرت نرم در کشور ایتالیا کدام است، این فرضیه را طراحی کرده که با اجرای راهبردهای اشارهشده به خصوص گسترش علاقه و شناخت نخبگان و توده مردم ایتالیا به ارزشهای فرهنگ و تمدن اسلامی – ایرانی و همچنین گسترش علاقه و گرایش نخبگان به زبان و ادبیات فارسی در این کشور امکان تحقق اهداف دیپلماسی فرهنگی فراهم شده و ایتالیا میتواند تا حد زیادی به عنوان الگوی مناسبی برای کشورهای دیگر اروپا خصوصاً در حوزه اروپای غربی و مرکزی قرار گرفته و با مدّ نظر قرار دادن راهبردهای مطروحه، امکان یکسانسازی عملکرد مدیران اجرایی فرهنگی و هماهنگی بین آنها در کشور ایتالیا فراهم خواهد آمد.
جلال درخشه، علیرضا بیگی،
دوره ۹، شماره ۱ - ( پژوهش های سیاسی جهان اسلام شماره بهار ۱۳۹۸ )
چکیده
بیانات سیاسی عیسی احمد قاسم و عبدالوهاب حسین - دو متفکر و فعال سیاسی که در بحرین به ترتیب به «شیخ عیسی قاسم» و «استاد عبدالوهاب حسین» شهرت دارند- تأثیر بارزی در جریانهای مردمی معاصر در بحرین داشته است. این دو شخصیت هر دو به ترتیب طلایهدار دو گفتمان اصلاحطلبانه و انقلابی هستند. نگرش آنان به جنبشهای مردمی بحرین، موجب اتخاذ رهیافتهای متفاوتی در دستیابی به اهداف و در نهایت، ایجاد دودستگی در بدنۀ مردمی جنبش ۱۴ فوریه سال ۲۰۱۱ م در این کشور شد. علت این اختلاف نیز به سبب تفاوت در نگرش آنان به حکومت مطلوب است که از اندیشه آنان سرچشمه میگیرد. این پژوهش به روش مقایسه تطبیقی و گردآوری دادهها به شیوۀ کتابخانهای، درصدد مطالعه تطبیقی نظریه حکومت از منظر مهمترین مفاهیم مشترک نگرش سیاسی آنان به روش هرمنوتیک قصدگرای اسکینر است. یافتههای پژوهش حاکی از این است که تحولات اخیر بحرین و شدت سرکوب مردم و جنبشهای مردمی توسط نظام این کشور، تأثیر قابلتوجهی در تغییر لحن کلام و نگرش سیاسی آیتالله قاسم داشته و سبب پرداختن ایشان به ارائۀ مفهوم معتدلی از اندیشه سیاسی خود شده که در نهایت حکومت پادشاهی مشروطه را مطلوبترین حکومت برای بحرین بدانند. این در حالی است که سرکوبهای نظام بحرین نهتنها موجب معتدل شدن کنش عبدالوهاب حسین نشد، بلکه سبب گردید تا وی همانند سابق با لحنی تهاجمی، به ارائۀ الگویی انقلابی از نگرش سیاسی خود پرداخته و با هدف تشکیل حکومت اسلامی مردمسالار، درصدد سرنگونی نظام حاکم برآید. در واقع، استاد عبدالوهاب حسین با نظر شیخ عیسی قاسم در تشکیل پادشاهی مشروطه در بحرین مخالف بوده و حکومت مطلوب را حکومت اسلامی مردمسالار میداند.
این دو ادبیات مختلف در جنبش ۱۴ فوریه، در پایان موجب دودستگی میان مردم و تقسیم شدن آنان به خواهان اصلاح و خواهان انقلاب شد. امری که پس از چندی باعث به طول انجامیدن جنبش ۱۴ فوریه و سرکوب آن توسط نظام بحرین شد.
محمد رضا طیرانی شعرباف، جلال درخشه،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( پژوهش های سیاسی جهان اسلام شماره تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده
امروزه حکمرانی مطلوب، در گرو تکمیل هر چه بهتر فرآیند دولت – ملت سازی است. مساله ای که به عنوان چالشی جدی در مسیر بقاء و ماندگاری رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. این رژیم مبنای وجودی خود را بر هویتی خاص و پیچیده بنا نموده که در نگاه اول، این هویت خاص می تواند نقطه قوتی برای بقا و تشکیل یک جامعه محسوب شود؛ اما ویژگی های خاص این هویت بر مبنای نژاد و عدم کثرت جمعیتی آن، برای این رژیم چالش هایی را بوجود اورده است. از سوی دیگر، چندپارگی هسته اصلی شهروندان این رژیم که عمدتا از خارج از مرزهای فلسطین اشغالی به این سرزمین مهاجرت کرده اند، نیز به عنوان چالشی جدی بر سر راه ملت سازی قرار دارد. دولت – ملت سازی در اسرائیل با آسیب های متعدد در حوزه های سیاسی، امنیتی و اقتصادی نیز روبروست. در این پژوهش و به مقتضای موضوع، از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. همچنین ضمن مطالعه فرآیند دولت – ملت سازی در اسرائیل و با نگاهی به بافت جمعیتی و هویت جامعه فلسطینیان و یهودیان صهیونیست (شهروندان اسرائیلی)به عنوان جدی ترین چالش، به بررسی ناکامی های این رژیم در تکمیل فرآیند دولت - ملت سازی که ادامه حیات و بقاء او را زیر سوال برده است، می پردازیم.
اباصلت عباسی، جلال درخشه، حسینعلی نوذری،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( پژوهش های سیاسی جهان اسلام شماره بهار ۱۴۰۰ )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه دین و دولت در اندیشههای نومعتزله با تأکید بر اندیشه ابوزید صورت خواهد گرفت. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش انجام توصیفی- تحلیلی میباشد. گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای صورت میگیرد. مهمترین ابزار مورد استفاده به منظور جمعآوری اطلاعات، فیش برداری است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که از دیدگاه ابوزید مفاهیمی چون توحید، عدل، عقلگرایی، دموکراسی، سکولاریسم، برابری، آزادی و سعادت بشر مفاهیمی بنیادی بوده و چنین ارزشهایی هستند که مدینه فاضله مورد نظر ابوزید را شکل میدهند. به عبارتی، با به کاربستن ارزشهای مذکور انسانها قادر به دستیابی به آرمانشهر یا اتوپیای مدرن خواهند بود. همچنین ابوزید دین را امری ضروری دانسته و اسلام را دین عقلانیت معرفی میکند که با آزادی، حقوق بشر، برابری زن و مرد و مبانی مدرنیته پیوستگی دارد. از نظر وی ایدئولوژیزدایی از اسلام امری ضروری است و در نهایت بیان میکند که اسلام با سکولاریسم سازگاری و انطباق دارد.
جلال درخشه، محمد امین حضرتی رازلیقی،
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( پژوهش های سیاسی جهان اسلام شماره پاییز ۱۴۰۱ )
چکیده
جنبش اسلامی داغستان از بازیگران مؤثر در تحولات اجتماعی این منطقه میباشد که با تأثیرپذیری از محیط دینی-فرهنگی چچن، از دو جریان سنتی و سلفی تشکیل شده است. غلبه گرایشات طریقتی و صوفیانه در میان اسلامگرایان داغستان، سبب گردیده است نهضت اسلامی این منطقه از قرن هجدهم به رغم مبارزه مسلحانه با استعمار بیرونی، رویکرد مسامحهآمیز و تساهلگرایانه در داخل پیش گیرد ولی از دهه هشتاد میلادی و به طور خاص با فروپاشی شوروی شاهد ترویج آموزههای سلفی با حمایت قدرتهای فرامنطقهای بوده است. با عنایت به اهمیت و جایگاه احزاب و جماعات اسلامگرا در تحولات معاصر شمال قفقاز، پرسش اصلی مقاله جاری آن است که جنبش اسلامی داغستان چه ماهیتی در میان جنبشهای اسلامی معاصر دارد؟ نگارندگان با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی و گردآوری دادههای کتابخانهای درصدد پاسخگویی به پرسش مذکور بودهاند. یافتههای پژوهش حکایت از آن دارد که با توجه به گرایش اکثریت جامعه داغستان به طریقتهای صوفی و آگاهی فزاینده نسبت به تهدیدات عقاید سلفی در منطقه، رویکرد سنتگرایی طی دهههای آتی همچنان بر جنبش اسلامگرایی این منطقه حاکم خواهد بود و فعالیتهای اجتماعی و دینی و نه کنشهای سیاسی رسمی و ساختارمند، کانون تمرکز جماعات اسلامی این منطقه را تشکیل میدهد.
حمیدرضا معمری، جلال درخشه، سید مصطفی ابطحی،
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( پژوهش های سیاسی جهان اسلام شماره تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده
اندیشه سیاسی با دارابودن پیشینهای سترگ در تاریخ تفکر، جایگاهی تعیینکننده در حیات، حکمرانی و عینیت اجتماعی سیاست بشری داشته است و متفکران سیاسی کشورها نقش مهمی در شناسایی خطمشیها و راهبردها برای نیل به آینده مطلوب داشتهاند. حکمرانی جمهوری اسلامی ایران با داعیه تمدنگرایی اسلامی و شیعی، مستثنای از این مهم نیست. از همین رو بالندگی اندیشه سیاسی منوط به برخورداری از جایگاهی تعیینکننده در مولفههای حکمرانی ج.ا.ایران است. این پژوهش تلاش دارد با بهرهگیری از روش بینارشتهای آیندهپژوهی و تکیه بر تحلیل روند، ضمن ارائه وضعیتی از اندیشه سیاسی متفکران شیعه در خصوص مؤلفهی مشروعیت سیاسی، تصویری از آینده این مؤلفه در حکمرانی ج.ا.ایران را نمایان سازد تا گامی در راستای سیاستگذاری کلان این حوزه دانشی برداشته شود.